
"به نام خدا" سلام عشقولکم..امشب یهو اعصابم خورد شد ببخشید امشب میخوام فقط یه سری چیزایی رو که واقعا روم نمیشه بهت بگمو،بگم عشقم من تورو همینجوری که هستی قبول کردم..با همه شرایطت دلیل اینکه بعضی وقتا ناراحت میشم فقط و فقط اینه که بعدها دلم واست تنگ میشه.همییین بخدا هیچ انتظاری ازت ندارم..مرسی که تا حس میکنی ناراحتم همه سعیتو میکنی تا شادم کنی و موفقم میشی من تو طول روز و یا شب به هیچ چیزی که به ایندمون مربوط بشه، فکر نمیکنم تنها چیزی که بهش فکر میکنم اینه که بیرون رفتنی چه کارایی بکنیم که بهمون خوش بگذره عشقه مهربووونم،میثمه من،واسه هییییچی عذاب وجدان ن...
ادامه مطلب
"به نام خدا" میثم مهربونم یه روز قشنگ دیگه رو باهم گذروندیم امروز خیلی واسم قشنگ بود مهم تررررین و بهترین اتفاقش هم این بود که امشب پنج شنبه بود و تو پیشششم بودی امروز خیلی خوشحال شدم و کلی انرژی دارم بیرون بودم و زمانی که اصصصصلا توقع نداشتم زنگ بزنی،زنگ زدی حسی که اون موقع داشتم خیلی خوب بود و سورپرایز امشبت که فووووق العاده بود روز پنج شنبه عکس میثم که کنار دیوار قرمز اتاقش وایساده و تمام..ندا خوشحال میشه با این عکس و ککککککلی انرژیم میگیره ازش عشقم مرسی بابت این شب لذت بخشی که واسم ساختی شنیدن صدات خیلی خوب بود..ارامش بخش بود شبت بخیر زندگیم دوست دا...
ادامه مطلب
"به نام خدا" عشق جانم ندا اومد بازم بنویسه بنویسه که با تو خیییییلی بهش خوووووش میگذره بنویسه که هر روز پی میبره تو با عالمو ادم فرق داری تو فوق العاده ای عزیزم وای خییییلی خوشحااااالم که پس فردا میخوام ببینمت یه روز دیگه رو میخوایم باهم بگذروووونیم تو همیشه منو امیدوار میکنی..کمکم میکنی مرسی بابت حرفای انرژی بخش امشبت راجب درسم از فردا کلاسا شروع میشه و ندا خیییییلی جدی شروع میکنه اینسری باید تمووووووم تلاشمو بکنم چون پای شادی مامان و میثمم درمیونه حالم خوبه..استرس ندارم..میدونم که قراره تمووووم تلاشمو بکنم دوتایی باهم از پسش برمیایم تو کنارمی و ای...
ادامه مطلب
"به نام خدا" شب پنج شنبه..معمولا ندارمت تو این شبا دیر میگذره..در اصل نمیگذره ولی خب کاریش نمیشه کرد دلم برات تنگ شد امروز..پیام نمیدم که امشبو با دوستات خوش باشی امروز واقعا تفاوتت با همه رو حس کردم..دلیل خاصی هم نداره تو واسه من متفاوتی..تو سلیقه منی شبم داره تموم میشه. فعلا شب بخیرمو نگفتی ولی میگی قربونت برم که من که خداروشکر که دارمت..شبت بخیر زندگیم دوست دارم میثمم...
ادامه مطلب
امشب کم داشتمت..و همش حس میکنم ناراحتت کردم..اگه از دستم ناراحتی ببخشید عشقم من اگه بفهمم از دست من ناراحتی قطعا از شدت کلافگی میمیرم یه جا خوندم که نوشته بود هر کس یک ادم مخصوص خودش را دارد وقتی آنی که باید باشد،نباشد،همه جا غریبه ای خداروشکر میکنم تو هستی واسم شبمونو دوتایی باهم تموم کردیم خوابالوی من کوتاه میگم دوست دارم اما از دوست داشتنت، کوتاه نمیام عشقه منی..عاااااشقتم شبت رنگی و رویایی دوست دارم...
ادامه مطلب
یه شب دیگه هم گذشت..شد 266 روز نمیدونم چرا هر شب مینویسم و خودمو اروم میکنم با نوشتن بعضی وقتا مثل همین امشب به خودم میگم ندا امشب ننویس قرار نیست که تا اخر فقط بنویسی ولی نمیشه اصلا نمیتونم خودمو راضی کنم که ننویسم به هر حال دوست دارم و نمیتونم جلوی احساساتمو بگیرم نمیتونم اینجا ننویسم که شبو با تو تموم کردن چقدر واسم لذت بخشه نمیتونم اخر هر نوشته ننویسم که چقدر دوست دارم نمیتونم هر شب نگم که دلم واسه صدات تنگ شده واسه اینکه نمیتونم از وبلاگ بگذرم،سرزنشم نکن واسه اینکه دوست دارم سرزنشم نکن طلوع خورشیدو وقتی دوست دارم که تو بهم صبح بخیر بگی شبمو وقتی تم...
ادامه مطلب
خب عشقولم شبمون تموم شد بعضی وقتا موقع خواب یاد یه سری حرفا میفتم و میشکنم پیش خودم میگم مگه جرمه وابسته یه نفر بشی؟ "هر روز که میگذره با رفتارات کار منو سخت تر میکنی" "هی وابستگی بیشتر.نمیگی تهش چجوری باید تموم بشه؟" "خوبه روز اول گفتم(اینجا قشنگ حس کردم که دلم شکست)..هی داری خودتو وابسته تر میکنی" حفظم تک تک کلماتشو اصلا نباید اینجوری شروع میکردم ببخشید یه شب دیگه باتو گذشت..خیلی خوب بود بیشتر باهم حرف زدیم تمرکز ندارم اصلا..پات درد میکنه و من هییییچ کاری نمیتونم بکنم و این منو کلافه میکنه و وقتی که فهمیدم از صبح درد داشتی و بهم نمیگفتی،بیشتر عصبی شدم قر...
ادامه مطلب